الشيخ رسول جعفريان
1317
رسائل حجابيه (فارسى)
پاكى اندوز و راستى آموز * بعد از آن هرچه خواستى آموز آنكه مذهب نهاد و آيين كرد * راستى را ملازم دين كرد خانهء دل ز غير شو پرداز * از همه كارها به دو پرداز روى از غير شوى خويش بپوش * جان فداى تو ، روى خويش بپوش زان كه تا رخ ز پرده برفكنى * پرده از روى شرم برفكنى گر شوى عيش جو و عشرت خواه * جان به انواع فسق كرده تباه آرى آن زن كه بىحجاب آمد * عاقبت خانمان خراب آمد بلكه از رخ چو پرده بردارد * يك جهان فتنهها ز پى دارد دفع چادر قرين جمعيت است * جمعيت هم بلاى عافيت است لا بد آن زن كه روى خويش گشاد * پاى خواهد به هر كجاى نهاد الغرض از تجمّع زن و مرد * زايد آنها كه وصف نتوان كرد زن اگر بهرهاش از زيبايى است * لاجرم منظر تماشايى است خاصه چون مقتضاى رفع حجاب * سرخ كردن دو رخ به غازهء ناب در معابر گشادهرو چون ماه * بر بناگوش هشته زلف سياه ساقها را چو ساعد سيمين * كرده بيرون ز جامهء رنگين او به راهى روان به جلوهء ماه * از پىاش خلقى اوفتاده به راه مرد هم هرچه پارسا باشد * صبرش از اين زنان كجا باشد گرچه زن چو ملك تواند بود * نتواند ز چشم بد آسود خاصّه با اين گروه مكرآموز * وين هوسپيشهگان عفّتسوز كارشان راه خدعه پيمودن * دام ناموس اين و آن بودن آنكه گويد حجاب واجب نيست * آگه از اين همه معايب نيست يا ز بس ديوسان شَبَق طلب است * دايم از اين نهيق در شَغَب است خواهد از جان خرابى زن و مرد * تا كند آنچه مىتواند كرد گويد آمد حجاب صورت و سر * مانع اكتساب علم و هنر غافل از اينكه ستر و پوشش زن * نيست هرگز حجاب دانش و فن زن اگر در نقاب باشد نيز * نبود علم را از او پرهيز وانگهى بهر بانوان نكو * چيست علمى به از نهفتن رو بهترين علم زن نجابت اوست * وين قبا دوخته به قامت اوست علم زن چيست حاصل آوردن * پس از آتش به لطف پروردن خانه را رشك بوستان كردن * آنچه شايسته است آن كردن